ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

363

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ابو جعفر گفت : به خدا سوگند ، هيچ دشمنى همچون تو ندارم ، ابو مسلم هم اكنون داخل پارچه‌اى پيچيده است . عيسى گفت : همهء از خداييم و به سوى او مىرويم . اسحاق آمد و گفت : ابو مسلم ، بنده امير المؤمنين است ، و امير المؤمنين بهتر مىداند كه چكار كند . ابو جعفر فرمان داد تا سر ابو مسلم را نزد يارانش پرتاب كنند . ياران ابو مسلم خواستند تا فتنه‌اى را آغاز كنند ، بعضى از آنان تا آخرين لحظه زندگى به طرفدارى از ابو مسلم جنگيدند و كشته شدند . ابو جعفر وقتى كه وضعيت را چنين ديد گفت : مقدارى از اموال و دارايىهاى موجود در بيت المال را بين آنان تقسيم كنيد . به فرماندهان آنان بيش‌تر بدهيد . ابو جعفر در ادامهء سخنان خود گفت ، هر كس مىخواهد اين جا بماند ، به او هزار دينار مىدهم و هر كس كه مىخواهد به خراسان برود و در خانه‌اش بنشيند ، به او پانصد دينار مىدهم . گويند ، اين سخنان ابو جعفر همچون آبى بود كه بر روى آتش ريخته شد . آنان در پاسخ ابو جعفر گفتند : يا امير المؤمنين ما به آنچه گفتى خشنوديم . عده‌اى همراه ابو جعفر باقى ماندند و عده‌اى ديگر به خراسان رفتند . انقلاب عيسى بن زيد بن على بن حسين وقتى ابو جعفر ، ابو مسلم را كشت ، بر عراقين ، شام ، حجاز ، خراسان ، مصر و يمن مسلط شد . عيسى بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ، قيام كرد و ميان كوفه و بغداد با سپاهيان ابو جعفر درگير شد . ابو جعفر با سپاهى حدود 120 هزار نفر عيسى را ديدار كرد ، روزهاى طولانى جنگ آنان به طول كشيد ، تا جايى كه ابو جعفر شكست خورد و خواست تا بگريزد ، وى ياران خود را به پاداش‌هاى گزاف وعده داد ، آنان نيز بار ديگر جنگ را آغاز كردند . در همين هنگام ، ابو جعفر بر روى اسب به خواب رفت ، در خواب ديد كه دست‌ها و پاهاى وى به سوى آسمان كشيده شده است . بيدار شد و كسانى را كه از تعبير خواب آگاهى داشتند فرا خواند و خواب خود را براى آنان بازگو كرد . تعبير كنندگان خواب گفتند : يا امير المؤمنين مژده بده ، پادشاهى تو پايدار مىماند ، و پس از تو عده‌اى از فرزندانت به پادشاهى مىرسند . اين مرد شكست خواهد خورد ، مدتى نگذشته بود كه خبر آوردند عيسى بن زيد شكست خورده است .